فرم اندیشی در سبک هندی
نقد مهدی مرادی بر مجموعه شعر « آهوان پیر»
مجموعه شعر « آهوان پیر» با عنوان ساده و صمیمی اش بیان گر حرکتی است که شاعرـ بهمن ساکی ـ در شعر خود ـ در این جا غزل ـ به امروز رسانده و به نوعی شاید شیوه ی اندیشیدنِ او به قالبی همچون غزل باشد:
لبالب از عطش آهوان پیرم من
نفس بریده ی فردای بی مسیرم من
چنین حرکت های آرام و معتدلی اگرچه در بلبشوی غزل معاصر خاصیت زمزمه پذیری خود را بیشتر به رخ می کشند اما در بستری عمیق تر با سنت غزل فارسی نیز همساز می شوند. اینجاست که شعر می تواند در برابر زمان به نوعی مصونیت دست پیدا کند. مصونیتی که وامدارِ وفاداری به سنت و گسترش آن است. اگر سبک هندی را پشتوانه ی غزلِ بهمن ساکی و به یک عبارت بخش عظیمی از غزل معاصر ایران بدانیم، بیراهه نرفته ایم. اما در قیاس با شاعرانِ دیگر که می کوشند این سویه را مخفی نگه دارند ساکی از افشای آن واهمه ای ندارد. شیوه ی رفتار او با غزل نشان می دهد که شاعر با علم و آگاهی به این مسأله به شعر خود دست یافته است:
فرصت گریخت مثل نفس از درنگ من
تنها تهی ست حاصل پرواز چنگ من
از صبح خالی ام به زمین پنجه می کشم
آیا به آب می خورد امشب کلنگ من
امشب غرور راه مرا سخت بسته است
ترسم به بیشه بازنگردد پلنگ من
فریاد ... نه، نعره... ولی شب همان شب است
بیهوده ریخت طاق سکوت تفنگ من
فردا رسیده است ولی دیشبم هنوز
از بس که دیر می رسد امروزِ لنگ من
شاعر آن گاه که با اندوخته های هندی به سراغ پدیده ها و موضوعات جهان معاصر می رود می تواند با اتکا به نازک اندیشی هایی از گونه ی بیدل به خلق و کشف پردازد:
لک لک از برج دکل برخاست تا شاید بخواهد
آب پاکی را بریزد روی دست جاشوانم
ویا:
نقال های قرن همه لال لال لال
سهراب چاک چاک من از یاد رفته است
نگاه کنید به واژگان " لک لک" و " دکل " و نیز " نقال " و " لال" و اینکه وسواس شاعرانه گاه می تواند به ساده ترین صورت در خدمت ذهنیتِ شاعر در آید. کلمه محوری در شعر بهمن ساکی تنها یک تفنن نیست او از یک واژه می تواند مفصلی برای شعر خود پدید آورد تا آن شعر دایره وار بچرخد و فرم نهایی خود را با مخاطب بازگو کند. این کلمه گاه "قافیه " ای تنگ و بسته است کهدر پروسه ای طاقت فرسا شاعر را وا می دارد در " پاسخ پاییز" ـ نام یکی از شعرها ـ همهمه را از درخت بجوشاند :
دستی وزید و همهمه جوشید از درخت
باران برگ و دلهره بارید از درخت
دود از سر درخت به یکباره شد بلند
وقتی دهان صاعقه خندید از درخت...
گاه " عکس" ی است که در سطرهای یک غزل مدام تکرار می شود ، آلبوم ورق می خورد، شعر سروده می شود:
این چندمین شب است که من با تو نیستم
این چندمین شب است که در شعله زیستم
این عکس اول است که با هم گرفته ایم
من بی قرار مستی لبخند کیستم؟
و گاه کلمه ای است که در شعر استحاله می شود و به صورت ِ واژه ای پنهان در پشت صحنه ی شعر انجام وظیفه می کند.
در غزل های ساکی نیز آن چه به وضوح مشهود عاطفه ای است انسانی که از منطق شعر خارج نمی شود و صورتی جنون مند به خود نمی گیرد.اما رسوب این عاطفه آن جا که رگه می شود و بخشی از بافت شعر را پدید می آورد دردناک و شنیدنی است:
دیر آمدی تحمل کتفم کبود شد
ویا:
شب شد خیال آمدنت را به من بده
متأسفانه غزل قالبی بسته و محدود است و علی رغم نوآوری هایی که در این زمینه یعنی سرایش غزل صورت گرفته شکوه ی" مفتعلن مفتعلن کشت مرا" به قوت خود همچنان باقی است. ساکی نیز با آگاهی از این حصار کوشیده است در فرم شعر به نوآوری هایی دست بزند که با حفظ نسبت ها به اعتقاد نگارنده به موفقیت هایی نیز دست یافته است. در شعر ساکی از شلختگی های رایج در غزل های امروز خبری نیست. او با اتکا به دانش که از رفتار شناسی غزل به دست آورده توانسته نوآوری های اندک، زیبا و چشم نواز در فرم شعر بوجود آورد.
نگاه کنید به این شعرها : پاسخ پاییز- اصل و نسب – پرسش ، یاد و...
چنان که اگر مصرعی دوبار تکرار می شود بنابر ضرورتِ تاکیدِ ملال و یکنواختی و پوچی است:
تا انتهای حافظه ها باد رفته است
تا انتهای حافظه ها باد رفته است
و یا آن گاه که شاعر در بیت پایانی تنها یک مصرع می نویسد بیت کامل است و صدای عبوری تلخ از آن شنیده می شود:
امشب دو باره تلخ از آن کوچه می گذشت...
در تکمیل بحث به قسمتی از شعر " اصل و نسب" توجه کنید :
ـ هنوز چشم و دهان گرسنه ام خالی ست
کمک کنید،کمک تا ...
و باد گور تهی را مرور کرد و گذشت
به نبش قبرنیاکان شرمگین ـ اما
رسیده اند به عمق ذلیل بودن ها
کسی خصال خودش را فروخت ـ بی کم و کاست ـ
برای بودنی از این قبیل بودن ها
...و نان نام نیاکان بیات خواهد شد.
شاعر با سایه حرف می زند و راه می رود ( اشاره به مصرعی از یک شعر )
اما به سمت خیابان آفتاب نیز چرخیده است یعنی که نمی خواهد به شب زلفِ یار و افاعیل عروضی بسنده کند. فرم درشعر بهمن ساکی محتاط است بادغدغه هایی که در آمیزش با خصیصه های سبک هندی غالباً به وضعیتی دلخواه منجر می شود. شاعر در ادامه ی خود است و با پای خود دنباله های خویش می جوید.