شعرهايي از كتاب مفاجا
۱
سیاهم بیار
کبود از حروف
درمیان شباهت ها
چاقو در خون من می چرد .
۲
من به دست گفتم
صبر کن .
بگذار چاقو بزرگ شود
۳
گریبان بگیرم
یا چاقو ؟
جای تو خالی ای دندان .
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مهر ۱۳۸۶ساعت 0:8  توسط بهمن ساکی
|